اشتراکات،وافتراقات فلسفه ایدآلیسم با فلسفه‌ی دینی کدامند؟!

شنبه 20 دسامبر 2025

«باسمه تعالی» 

موضوع:اشتراکات،وافتراقات فلسفه ایدآلیسم با فلسفه‌ی دینی کدامند؟!

نویسنده: محمد بنائیان سفید.

 این پرسش بسیار عمیق و اساسی است. فلسفه ایده‌آلیسم و فلسفه دینی (با فرض اینکه منظور ما عمدتاً فلسفه‌های مبتنی بر ادیان ابراهیمی مانند اسلام، مسیحیت و یهودیت باشد) اشتراکات مهم و محوری دارند که می‌توان آنها را در چند محور کلیدی خلاصه کرد:

۱. اولویت روح و معنا بر ماده و طبیعت محض .ایده‌آلیسم (به ویژه انواع متافیزیکی آن مانند ایده‌آلیسم افلاطونی، هگلی یا برکلی) بر این باور است که واقعیت نهایی، ذهنی، روحانی یا ایده‌ای است و جهان مادی به نوعی تابع یا نمود آن واقعیت برتر است.

· فلسفه دینی نیز معتقد است خداوند (به عنوان حقیقت نهایی، آگاهی مطلق و روح محض) پایه و اساس هستی است و جهان مادی مخلوق و وابسته به اوست. در دیدگاه دینی، عالم ماده “آیه” و نشانه‌ای از حقیقت متعالی است.

۲. نقد ماتریالیسم و طبیعت‌گرایی صرف

· هر دو جریان، ماتریالیسم (که معتقد است تنها ماده وجود دارد) و پوزیتیویسم (که تنها تجربه حسی را معتبر می‌داند) را نقد می‌کنند.آنها بر وجود سطوحی از واقعیت فراتر از حس و ماده تأکید دارند: ایده‌ها، مُثُل، روح یا امر قدسی.۳. تأکید بر سوبژکتیویته و درون‌نگری:

· در ایده‌آلیسم آلمانی (کانت، فیشته، شلینگ، هگل)، سوژه (فاعل شناسا) نقش فعال و سازنده در شکل‌دهی به جهان تجربه دارد. کانت نشان داد که مفاهیم پیشینی ذهن، شرط امکان تجربه هستند.

· در فلسفه دینی نیز معرفت و ایمان حقیقی، امری صرفاً عینی و بیرونی نیست؛ بلکه مواجهه‌ای درونی، قلبی و شخصی با حقیقت است (مثلاً مفهوم “یقین” در عرفان اسلامی یا “ایمان” در مسیحیت).

۴. غایت‌مندی و معنا در تاریخ و جهان

· ایده‌آلیسم هگلی تاریخ را عرصه تحقق “روح مطلق” و حرکت به سوی آزادی و خودآگاهی می‌داند.

· فلسفه دینی نیز تاریخ را دارای آغاز، مقصد و غایت می‌داند (از آفرینش تا معاد). تاریخ، صحنه تجلی اراده الهی و آزمون انسان است (مثلاً نظریه “تکوین و تاریخ” در فلسفه اسلامی ملاصدرا).

۵. ارزش‌های اخلاقی به مثابه حقایقی عینی و متافیزیکی،:برای ایده‌آلیست‌ها (مانند افلاطون یا کانت)، خیر، عدالت و زیبایی، حقایقی عینی و غالباً فرامادی هستند. اخلاق کانتی بر “امر مطلق” مبتنی است که ریشه در عقل محض دارد.در فلسفه دینی، احکام اخلاقی ریشه در اراده و حکمت خداوند دارند و مطلق هستند. فضیلت‌ها، تجلی امر الهی در زندگی انسان هستند.

۶. نقش محوری “خودآگاهی” و “شناخت نفس”در ایده‌آلیسم، به ویژه نزد فیخته و هگل، خودآگاهی نقطه آغاز فلسفه است. شعار سقراط (خودت را بشناس) در اینجا جنبه متافیزیکی می‌یابد.

· در فلسفه و عرفان دینی (به ویژه اسلامی)، “معرفه‌النفس” کلید “معرفه‌الرب” است. “هر که خود را شناخت، پروردگارش را شناخت.”

۷. وحدت نهایی حقیقت

· ایده‌آلیست‌ها (مانند هگل) به وحدت نهایی در کثرت باور دارند؛ حقیقت یک کل به هم پیوسته است.

· فلسفه دینی نیز به توحید به عنوان اصل بنیادین هستی قائل است. همه کثرات به منبع واحدی بازمی‌گردند. “الا الی الله تصیر الامور” (همه کارها به سوی خدا بازمی‌گردد).

تفاوت‌های مهم (به عنوان تذکر)

با وجود این اشتراکات، تفاوت‌های بنیادینی نیز وجود دارد:خداوند شخصی در مقابل ایده مطلق: در ادیان ابراهیمی، خداوند وجودی شخصی، اراده‌مند، خالق و مشیت‌گر است. در برخی اشکال ایده‌آلیسم (مثل هگل)، “روح مطلق” لزوماً به معنای خدای شخصی ادیان نیست نقش وحی و متن مقدس: فلسفه دینی بر وحی به عنوان منبع مکمل و برتر عقل تأکید دارد، در حالی که ایده‌آلیسم عموماً متکی بر عقل محض است.

· تاریخیت و تجسد: در مسیحیت، تجسد خدا در تاریخ (حضرت عیسی) نقطه‌ای کانونی است. در ایده‌آلیسم محض، چنین امر تاریخی محوری معمولاً وجود ندارد.

جمع‌بندی:

به طور خلاصه، اشتراک اصلی فلسفه ایده‌آلیسم و فلسفه دینی در طرد نیهیلیسم ماتریالیستی و تأکید بر این است که جهان، عمقی فراتر از سطح فیزیکی دارد و حقیقت، معنا، ارزش و غایت، اموری واقعی و تعیین‌کننده هستند. هر دو جریان، انسان را موجودی تلقی می‌کنند که ذاتاً با حقیقتی متعالی در ارتباط است و فلسفه، سفر بازگشت به آن اصل است.

این همسویی است که باعث شده برخی از بزرگ‌ترین فیلسوفان دینی (مانند آگوستین، توماس آکوئیناس در غرب، و ملاصدرا و علامه طباطبایی در جهان اسلام) از مبانی و روش‌های ایده‌آلیستی در تبیین باورهای دینی خود بهره ببرند.

مطالب مشابه
دیدگاه ها