«باسمه تعالی»
موضوع:اشتراکات وافتراقات فلسفهی ایدئالیسم،رئالیسم،وفلسفه علمی یا طبیعی ودینی کدامند ؟!
نویسنده:دکترمحمد بنائیان سفید.
این چهار نگرش (ایدئالیسم، رئالیسم، فلسفه علم، و DPI که احتمالاً منظور «فلسفه طراحی قصدگرا» یا Intelligent Design است) از مباحث کلیدی در فلسفه و معرفتشناسی به شمار میروند. در ادامه، هر یک را به اختصار تعریف کرده و سپس اشتراکات و افتراقات آنها را بررسی میکنم.
۱. تعریف مختصر هر نگرش
· الف) ایدئالیسم (Idealism):
این مکتب هستی (وجود) را fundamentally بر پایه «ذهن»، «ایده»، «آگاهی» یا «روح» تعریف میکند. در نگاه ایدئالیستی، جهان مادی یا ثانویه است (مثل سایهای از ایدهها در اندیشه افلاطون) یا اساساً محصول ذهنِ ادراککننده است (مثل فلسفه بارکلی یا ایدهآلیسم آلمانی کانت و هگل). واقعیت نهایی، غیرمادی است.
· ب) رئالیسم (Realism):
در مقابل ایدئالیسم، رئالیسم باور دارد که جهان عینیِ مستقل از ذهن و ادراک ما وجود دارد. اشیا، قوانین طبیعت و حقایق، فارغ از اینکه ما آنها را بشناسیم یا نه، وجود دارند. وظیفه علم و شناخت، کشف این واقعیت عینی است. رئالیسم علمی (Scientific Realism) شکل خاصی از این نگرش است که میگوید نظریههای علمی موفق، توصیفی حقیقی یا تقریبی از این جهان مستقل به ما میدهند.
· ج) فلسفه علم یا فلسفه طبیعی (Philosophy of Science):
این شاخه از فلسفه به تحلیل مبانی، روشها، مفروضات، ادعاها و نتایج علم میپردازد. پرسشهایی مانند: «روش علمی چیست؟»، «معیار تمایز علم از غیرعلم چیست؟»، «آیا علم به حقیقت میرسد؟»، «ساختار تبیین علمی چگونه است؟»، در حیطه فلسفه علم قرار میگیرند. خود این فلسفه میتواند زیرمجموعهای از رئالیسم، ابزارانگاری یا دیگر مکاتب باشد.
· د) DPI (Design Philosophy of Intelligent Design):
منظور شما به احتمال زیاد «فلسفه طراحی هوشمند» (Intelligent Design) است. این دیدگاه ادعا میکند که «برخی ویژگیهای جهان و موجودات زنده، بهترین تبیین را در وجود یک «طراح هوشمند» (و نه لزوماً خدای ادیان) دارند». این نگرش عمدتاً در تقابل با تبیینهای صرفاً طبیعیِ تکاملی (نئوداروینیسم) در زیستشناسی مطرح میشود و خود را یک نظریه علمی (و نه فلسفی یا دینی) معرفی میکند، هرچند منتقدان شدیدی در جامعه علمی دارد.
۲. جدول مقایسهای اشتراکات و افتراقات
موضوع مقایسه ایدئالیسم رئالیسم فلسفه علم طراحی هوشمند (ID):
محور هستیشناختی ذهن، ایده، آگاهی (واقعیت نهایی غیرمادی است) جهان عینی مستقل از ذهن ذاتاً موضع هستیشناختی خاصی ندارد؛ ولی معمولاً پیشفرض رئالیستی دارد. معمولاً مبتنی بر رئالیسم متافیزیکی است (جهانی واقعی وجود دارد) و در آن عامل فراطبیعی (طراح) تصرف میکند.نسبت با علم تجربی ممکن است علم را مطالعه پدیدههای ظاهری (و نه واقعیت نهایی) بداند. شریک و پشتیبان اصلی علم؛ علم را کشف واقعیت میداند. موضوع تحلیل و پژوهش؛ علم را نقد و بررسی میکند. خود را علم میداند و درصدد به چالش کشیدن نظریه علمی مسلط (تکامل) است.روش شناخت تاکید بر عقل، شهود، تفکر دیالکتیکی. تاکید بر تجربه، مشاهده و استدلال (روش علمی). تحلیل منطقی، تاریخی و جامعهشناختی روشهای علمی. ادعای استفاده از روشهای علمی (مانند استنتاج بهترین تبیین) برای اثبات طراحی.
نقش عامل فراطبیعی در برخی شکلها (مثل ایدئالیسم مطلق هگل) خدا یا روح کل، همان واقعیت نهایی است. در رئالیسم علمی متعارف، جایی ندارد. ذاتاً در روششناسی علمی جایی ندارد، اما به عنوان یک موضوع فلسفی قابل بررسی است. محور اصلی است؛ اما سعی میکند آن را بدون ارجاع به متون دینی اثبات کند.
اشتراک با دیگران با ID در غیرمادی دانستن منشأ غایی ممکن است همداستان شود. با فلسفه علم در عینی دانستن موضوع مطالعه همپوشانی دارد. میتواند هر سه مکتب دیگر را موضوع تحلیل خود قرار دهد. از لحاظ تاکید بر عینی بودن جهان با رئالیسم، و از لحاظ فراخوانی یک علت هوشمند با برخی اشکال ایدئالیسم یا فلسفه دین همسو است.
۳. جمعبندی و تفاوتهای کلیدی:
· ایدئالیسم vs رئالیسم: اساسیترین تقابل فلسفی در اینجا است. یکی منشأ و ذات واقعیت را در آگاهی میداند و دیگری در جهان مستقل مادی/عینی.رئالیسم vs فلسفه علم: رئالیسم یک موضع متافیزیکی است، در حالی که فلسفه علم یک حوزه پژوهشی است که میتواند مواضع مختلف (رئالیسم، ضدروایی، ابزارانگاری) را بررسی کند. فلسفه علم غالباً در چارچوب رئالیسم فعالیت میکند.فلسفه علم vs طراحی هوشمند: فلسفه علم یک رشته آکادمیک فلسفی است که علم را بهطور کلی تحلیل میکند. طراحی هوشمند یک ادعای مشخص درون یک مناقشه علمی (عمدتاً زیستشناسی) است و توسط بسیاری از فلاسفه علم، «علم» محسوب نمیشود، زیرا معیارهای ابطالپذیری و تبیین طبیعیگرایانه را (به باور منتقدان) زیر پا میگذارد.
· طراحی هوشمند vs ایدئالیسم و رئالیسم: ID از لحاظ باور به جهان عینی (مثل رئالیسم)، اما با دخالت یک عامل هوشمند فراطبیعی (نظری که در رئالیسم علمی جایی ندارد)، موضعی ترکیبی و خاص خود دارد. از جهت توجه به یک هوش برتر، میتواند با برخی اشکال ایدئالیسم همسو باشد، اما معمولاً برخلاف ایدئالیسم، جهان مادی را واقعی و نه صرفاً پدیدهای ذهنی میداند.
سخن پایانی:
این چهار نگرش در سطوح مختلفی قرار دارند.ایدئالیسم و رئالیسم، مکاتبی متافیزیکی در پاسخ به پرسش «واقعیت چیست؟» هستند. فلسفه علم، رویکردی تحلیلی-انتقادی به پدیده «علم» دارد. طراحی هوشمند، یک ادعای مشخص درون یک حوزه علمی است که تضاد آشکاری با پارادایم مسلط علمی (طبیعتگرایی روششناختی) دارد.