«باسمه تعالی »
چرایی تغییر دکترین دفاعی ایران دربعد از جنگ دوازده روزه چیست؟!
نویسنده:دکتر محمد بنائیان سفید.
بر اساس اعلام مقامهای رسمی ایران، دکترین دفاعی ایران پس از جنگ دوازده روزه بهطور اساسی بازنگری و به سمت دکترین آفندی (تهاجمی) تغییر یافته است.
محورهای اصلی دکترین جدید
· تغییر از واکنش به ابتکار عمل: تاکید بر انجام عملیات آفندی (تهاجمی) بهجای اتکای محض بر پدافند (دفاعی). هدف، پیشدستی و به دست گرفتن ابتکار عمل در درگیری است.
· عملیات برقآسا و دامنهدار: تمرکز بر اجرای حملات سریع، قاطع و گسترده برای غافلگیری و وارد آوردن ضربات سنگین به دشمن. استفاده از راهبردهای نظامی ناهمگرا و کوبنده: به کارگیری روشهای نامتقارن و غیرمتعارف برای درهم شکستن ساختارهای فرماندهی و جنگافزار دشمن.
· تقویت بازدارندگی فعال: ارتقای توان موشکی (از جمله موشکهای بالستیک پیشرفته مانند خرمشهر-۴) و استقرار آنها در «شهرهای زیرزمینی موشکی» برای افزایش توان پاسخ سریع و تهدیدکنندگی.
· نقش محوری رهبری: تاکید بر تصمیمگیری متمرکز و جایگزینی سریع فرماندهان به عنوان کلید انعطاف و تداوم عملیات در بحران.
زمینه و انگیزه تغییر:
اظهارات مقامها نشان میدهد تغییر دکترین متاثرازتجربه جنگ دوازده روزه:
· تاکید دشمن بر حمله اولیه و غافلگیری برای از بین بردن مراکز فرماندهی و دانشمندان. تلفات سنگین فرماندهان ارشد در ساعات اولیه جنگ. پاسخ سریع ایران با عملیات موشکی «وعده صادق ۳» علیه اهداف در سرزمینهای اشغالی در کمتر از ۲۴ ساعت.
تلقی از تهدیدات پساجنگادامه اقدامات خصمانه از سوی آمریکا و اسرائیل پس از جنگ.
· لزوم طراحی دکترینی که امکان هرگونه غافلگیری استراتژیک آینده را از بین ببرد و هزینه حمله به ایران را غیرقابل تحمیل کند.
نتیجهگیری
به طور خلاصه، هسته مرکزی دکترین دفاعی جدید ایران را میتوان در این جمله خلاصه کرد: گذار از «دفاع» صرف به «بازدارندگی از طریق تهدید به حمله سریع و گسترده». این تحول برآمده از تجربه مستقیم جنگی است که در آن، توانایی پاسخ سریع و آفندی، کلیدی ارزیابی شد. تمرکز بر موشکهای بالستیک دوربرد و عملیات برقآسا نشاندهنده اولویت دادن به توان تنبیه سریع بهعنوان هسته اصلی بازدارندگی است.
اگر مایلید در مورد جنبههای خاصی مانند جزئیات موشک «خرمشهر-۴»، یا تحلیل بیشتر از جنگ دوازده روزه اطلاعات بیشتری دریافت کنید، بفرمایید.
بر اساس مواضع و تحلیلهای اعلام شده از سوی مقامات و منابع ایرانی پس از جنگ دوازده روزه، شاهد تأکید بر پنج محور اصلی تهاجمی در دکترین دفاعی هستیم. این محورها نشان از تغییری راهبردی از یک رویکرد واکنشی-دفاعی محض به سمت رویکردی فعال و آفندیتر دارند.
در جدول زیر این ۵ محور به طور خلاصه ارائه شدهاند:
پنج محور تهاجمی در دکترین دفاعی ایران پس از جنگ دوازده روزه.
محور توضیح کلیدی هدف و منطق
۱. عمل پیشدستانه (Anticipatory Action) پاسخ نه تنها به حمله واقعی، بلکه به «نشانههای عینی تهدید». حذف غافلگیری، جلوگیری از ضربه اول ویرانگر دشمن و حفظ ابتکار عمل.
۲. بازدارندگی از طریق تهدید به تنبیه سریع و گسترده تأکید بر توان موشکی برای پاسخ سریع (در کمتر از ۲۴ ساعت) و اصابت دقیق به اهداف حساس. غیرقابل تحمل کردن هزینه هرگونه حمله علیه ایران و بازسازی اعتبار بازدارندگی.
۳. حفظ و تقویت قدرت آفندی مستقل نوسازی پروتکلهای حفاظت از مراکز حساس و توسعه تاکتیکهای مدرن برای نفوذ در پدافند دشمن. تضمین توانایی اعمال ضربات موثر حتی تحت فشار، و بهبود کیفیت و کمیت آتش.
۴. طراحی استراتژی برای «بازدارندگی کامل» یا «چهلساله» نگاه به یک جنگ احتمالی جدید نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان فرصتی برای ایجاد یک موازنه نظامی پایدار جدید. استفاده از درگیری برای تثبیت یک موقعیت بازدارندگی قوی و بلندمدت در منطقه.
۵. تمرکز بر جنگ ترکیبی و مقابله با نفوذ مقابله همهجانبه با جنگ ترکیبی دشمن (اقتصادی، رسانهای، امنیتی) و تهدید تغییر دکترین در صورت خطای دشمن. حفاظت از امنیت ملی در همه جبههها و هشدار درباره عواقب تهاجم.
تحلیل پیامدها و محدودیتها
این تغییر تاکتیکی، در عین حال که نشاندهنده عزم ایران برای افزایش هزینه حمله به خود است، با چالشها و محدودیتهایی نیز همراه است:
· ابهام و خطر تشدید تعریف گسترده و عمداً مبهم «نشانههای عینی تهدید» میتواند باعث سوءتفاهم و تشدید ناخواسته بحران شود، چرا که آمادهباش دفاعی یک طرف ممکن است توسط طرف دیگر به عنوان آمادهسازی برای حمله تفسیر شود. واکنش بازیگران منطقه این تغییر دکترین میتواند باعث افزایش تنش و احتمال درگیریهای آینده در منطقه شود.