«باسمه تعالی»
قرآن کریم:«الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ(زمر؛۱۸).
موضوع:بررسی تاریخ وتمدن غرب ومولفه های مشترک ومفترق آن را با تاریخ وتمدن اسلامی چگونه است؟.
نویسنده ومحقق:دکتر محمد بنائیان سفید.
پس از بررسی تاریخ و تمدن غرب و اسلام، میتوان آنها را از جنبههای مختلفی مقایسه کرد. در ادامه، تصویری کلی از مولفههای مشترک و مفترق این دو تمدن بزرگ ارائه خواهد شد.
مقایسه کلی دو تمدن:
تمدن غربی عمدتاً بر پایه سه رکن اصلی بنا شده است: فلسفه و علوم یونان باستان، حقوق و دولتداری روم باستان، و الهیات مسیحی . این تمدن فراز و نشیبهای زیادی مانند دوران قرون وسطی، رنسانس، اصلاحات دینی، عصر روشنگری و انقلاب صنعتی را پشت سر گذاشته است .
در مقابل، تمدن اسلامی ریشه در دین اسلام دارد و در قرن هفتم میلادی در شبه جزیره عربستان ظهور کرد . این تمدن با تلفیق فرهنگ اصیل عربی، تعالیم اسلام و میراث تمدنهای کهن (مانند ایران، مصر، یونان و هند) شکل گرفت و در دوران طلایی خود (حدود قرن هشتم تا سیزدهم میلادی) به اوج شکوفایی رسید .
مولفههای مشترک (نقاط اشتراک):
با وجود تفاوتهای بنیادین، این دو تمدن نقاط اشتراک مهمی نیز دارند:1. ریشههای مشترک: هر دو تمدن از میراث یونان باستان بهره بردهاند. یونان باستان به عنوان “مهد تمدن غرب” شناخته میشود و از سوی دیگر، مسلمانان در دوران طلایی خود با ترجمه و شرح آثار فیلسوفانی چون ارسطو و افلاطون، نقش کلیدی در حفظ و انتقال این میراث به جهان غرب ایفا کردند. 2. خاستگاه ابراهیمی: هر دو تمدن ریشه در سنت یکتاپرستی ابراهیمی دارند. یهودیت و مسیحیت که از ارکان تمدن غربی هستند ، با اسلام خویشاوندی دینی دارند و هر سه بر توحید، نبوت و معاد تأکید میورزند.3. دستاوردهای علمی و فلسفی: در دوران شکوفایی خود، هر دو تمدن پیشرفتهای شگرفی در علوم و فلسفه داشتند و به عنوان مراکز اصلی دانش بشری مطرح بودند. یونان باستان مهد فلسفه بود و تمدن اسلامی نیز در ریاضیات، نجوم، پزشکی و شیمی به دستاوردهای بزرگی رسید که بعدها بر رنسانس اروپا تأثیر گذاشت.
مولفههای مفترق (نقاط افتراق)::
تمایزات این دو تمدن عمیقتر و بنیادیتر است و در ابعاد مختلف قابل بررسی میباشد:حوزه مقایسه تمدن غرب تمدن اسلامی : جهانبینی و ارزشها سکولاریسم و اومانیسم (انسان محوری) : به تدریج، به ویژه پس از رنسانس، دین از عرصههای حکومت و دانش جدا شد و انسان و خرد او در مرکز قرار گرفت . ارزشهای اصلی شامل فردگرایی، آزادی و سودگرایی است . توحید و دینمداری (خدامحوری) : اسلام تنها یک دین، بلکه برنامه کامل زندگی (دین و دولت) است و همه شئون فردی و اجتماعی حول محور توحیدوشریعت سامان مییابد.
سیاست و حکومت جدایی دین از سیاست: مدل غالب، حکومتهای ملی و دموکراسی مبتنی بر انتخابات، تفکیک قوا و حقوق شهروندی است که ریشه در اندیشه یونانی و حقوق روم دارد . الف) تئوری: وحدت دین و سیاست: در تمدن کلاسیک اسلامی، حاکمیت از آن خدا بود و خلیفه/سلطان مجری شریعت . ب) عمل: گوناگونی تجربی: شامل مدلهای مختلف از شورا (خلافت راشدین) و سلطنت موروثی (امویان، عباسیان، عثمانی) تا نظام جمهوری اسلامی (در عصر حاضر) .
قانون و جامعه قانون موضوعه (پوزیتیویستی) : منبع اصلی قانون، اراده مردم و عقل بشری است که در پارلمانها تدوین میشود. حقوق روم پایهگذار بسیاری از نظامهای حقوقی مدرن غرب است . شریعت محوری: منبع اصلی قانون، شریعت (قرآن و سنت) است. جامعه بر اساس احکام دینی (مثل حلال و حرام) سامان مییابد و علمای دین نقش مهمی در تفسیر آن دارند .
علم و دانش تجربهگرایی و عقل خودبنیاد: علم بر پایه مشاهده، آزمایش و عقل انسانی بنا شده و هدف اصلی آن، تسلط بر طبیعت و رفاه مادی است . علم در پرتو دین: علم در خدمت شناخت خدا و نظم خلقت او بود. دانشمندان مسلمان همچون ابنسینا، فیلسوف و طبیبی بودند که علم را با ایمان تلفیق میکردند .
بستر تاریخی از یونان و روم تا مدرنیته: مسیری خطی و پرفراز و نشیب از دوران باستان، قرون وسطای مسیحی، رنسانس، اصلاحات دینی و عصر روشنگری را پیموده است . ظهور در بستر “جاهلیت”: در جامعهای با ساختار قبیلهای و بتپرست (جاهلیت) ظهور کرد و توانست با ایجاد وحدت بر پایه ایمان، تمدنی عظیم بنا نهد .
نقش تمدن اسلامی در شکلگیری تمدن غرب (نکته پایانی):
نکته حائز اهمیت، نقش واسطهای تمدن اسلامی در احیای میراث کلاسیک برای اروپا است. در دوران قرون وسطی، بسیاری از آثار یونانی در اروپا نابود یا فراموش شده بود، اما مسلمانان آنها را ترجمه، حفظ و سپس بر آنها شرح و تفسیر نوشتند . از اسپانیای اسلامی (اندلس) و سیسیل بود که این آثار دوباره وارد اروپا شد و جرقههای رنسانس را زد .