«باسمه تعالی»
قرآن کریم :«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا..(آل عمران؛۱۰۳)».
موضوع:بررسی تعریفی از مفاهیم انسجام ملی ووفاق تفاوت بین آن دو مفهوم وروشهای عملیاتی واجرایی بین همگرایی احزاب در رسیدن به آن دو چگونه است؟!.
نویسنده وتحلیل:دکتر محمد بنائیان سفید.
متعاقب نشست دبیران کل احزاب سه گانه در شبکه دو صدا و سیما مورخ ۱۴۰۴/۹/۲۸؛این مفاهیم در کانون بحثهای جامعهشناسی سیاسی و مدیریت کلان کشورها قرار دارند.که تعریف، تفاوت و راهکارهای عملی آن شامل:
1. تعریف مفاهیم:انسجام ملی (National Cohesion):اشاره به احساس تعلق، وحدت و یکپارچگی در میان اعضای یک ملت-کشور دارد. این مفهوم بیشتر عاطفی، فرهنگی و هویتی است.در انسجام ملی، افراد خود را بخشی از یک “ما”ی بزرگتر میدانند که فراتر از تفاوتهای قومی، مذهبی، زبانی یا سیاسی قرار دارد. مبنا: اشتراکات تاریخی، سرنوشت مشترک، فرهنگ عمومی، احساس تهدید خارجی، غرور ملی و وفاداری به سرزمین.
وفاق ملی (National Consensus):
· اشاره به توافق و تفاهم آگاهانه و مبتنی بر گفتوگو میان گروهها، نخبگان و جریانهای مختلف فکری و سیاسی یک کشور حول اصول، قواعد و اهداف کلان نظام سیاسی و اداره کشور دارد.این مفهوم بیشتر عقلانی، سیاسی و فرآیندمحور است. مبنا: چانهزنی، مصالحه، پذیرش کثرت آراء، و تلاش برای یافتن زمینههای مشترک جهت پیشبرد امور در عین احترام به اختلافات.2. تفاوت کلیدی بین انسجام و وفاق:·انسجام ملی بیشتر حالتی روانی-اجتماعی است (احساس میکنیم یکی هستیم). وفاق ملی بیشتر فرآیندی سیاسی-مدنی است (توافق میکنیم با هم کار کنیم).
· انسجام میتواند غیرآگاهانه و ناشی از عوامل تاریخی باشد؛ اما وفاق نتیجه آگاهی، گفتوگو و تعامل است.
· ممکن است در جامعهای انسجام (مثلاً در مواجهه با دشمن خارجی) بالا باشد، اما وفاق (بر سر اولویتهای اقتصادی یا سیاست خارجی) پایین باشد. عکس این حالت نیز امکانپذیر است.
3. روشهای عملیاتی و اجرایی برای همگرایی احزاب در راستای انسجام و وفاق ملی.احزاب به عنوان نهادهای مدنی-سیاسی میتوانند با سازوکارهای زیر نقش کلیدی ایفا کنند:الف) در سطح انسجام ملی (تقویت احساس “ما”ی جمعی):1. تأکید بر نمادها و ارزشهای مشترک: احزاب در بیانیهها و مراسم خود بر پرچم، سرود ملی، مناسبتهای تاریخی مشترک، دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور تأکید کنند.2. پرهیز از گفتمانهای تفرقهافکن: خودداری از برچسبزنیهای قومی، مذهبی یا منطقهای که احساس تعلق خاطر گروهی را تضعیف میکند.3. طرح مسائل فراجناحی: اولویت دادن به مسائلی که تمام ملت با آن درگیرند (مثل مقابله با تحریم، بلایای طبیعی، کرونا) و ارائه راهکارهای جمعی.4. مشارکت در رویدادهای ملی: حضور فعال و مشترک رهبران احزاب در مراسم ملی و میهنی، فارغ از رقابتهای سیاسی روزمره: ب) در سطح وفاق ملی (ایجاد توافق بر سر “قواعد بازی” و “اهداف کلان”).1. ایجاد نهادهای گفتوگوی بینحزبی: تشکیل “شورای گفتوگوی احزاب” یا “کمیتههای مشترک تخصصی” (در حوزه اقتصاد، محیط زیست، آموزش و…) برای تبادل نظر و یافتن حداقلی از نقاط توافق.
2. امضای “منشورهای اخلاقی و رفتاری”: توافق بر سر اصولی مانند احترام به نتایج انتخابات، پرهیز از خشونت کلامی و فیزیکی، شفافیت مالی و تعهد به قانون اساسی به عنوان میثاق ملی.
3. تعامل سازنده در پارلمان: تمرین “سیاست چانهزنی و مصالحه” در مجلس. تشکیل “فراکسیونهای موضوعی متشکل از احزاب مختلف” برای بررسی قوانین مهم به جای فراکسیونهای صرفاً جناحی.
4. تفکیک رقابت از دشمنی: احزاب باید در عمل نشان دهند که رقیب سیاسی، دشمن ملت یا نظام نیست. امکان ائتلاف برای مدیریت کشور در دورههای خاص (مثل شرایط بحرانی) نشانه بلوغ وفاقمحور است.5. شفافسازی و آموزش: احزاب میتوانند با انتشار بیانیههای مشترک، برگزاری مناظرههای محترمانه و روشن کردن نقاط اختلاف و اشتراک برای مردم، فرهنگ وفاق را در جامعه نهادینه کنند.
6. توافق بر سر “خطوط قرمز ملی”: احزاب میتوانند علیرغم اختلافات، به صورت مکتوب بر سر مواردی مانند عدم وابستگی به قدرتهای خارجی، عدم استفاده از خشونت، و احترام به حق حاکمیت ملی به عنوان خطوط قرمز توافق کنند.
جمعبندی نهایی:انسجام ملی مانند “وحدت اجتماعی” است که پیکره ملت را به هم پیوند میدهد. احزاب با تقویت هویت مشترک در این امر نقش دارند.وفاق ملی مانند “نقشه راه و قواعد احترام به قانون اساسی که میثاق ملی واجتماعی” است که امکان حرکت هماهنگ احزاب مختلف کشور را در رسیدن به تعالی فراهم میکند.همگرایی احزاب نیازمند اراده رهبران دارای برنامه برای حفظ استقلال کشور، وجود فضای امن و مدارا جویانه ضروریست.