بررسی رابطه‌ی حکمرانی علمی با حکمرانی اسلامی،و روش های عملیاتی واجرایی حکمرآنی علمی مبتنی بر حکمرآنی اسلامی.

یکشنبه 8 فوریه 2026

«باسمه تعالی»

موضوع:بررسی رابطه‌ی حکمرانی علمی با حکمرانی اسلامی،وروش های عملیاتی واجرایی حکمرآنی علمی مبتنی بر حکمرآنی اسلامی.

نویسنده وتحلیل:دکتر محمد بنائیان سفید مسئول کمیته سبک زندگی درحکمرانی سازمان بسیج اساتید دانشگاه های کشور.

باتعریف عملیاتی حکمرانی و روشهای اجرایی آن مبتنی بر حکمرآنی اسلامی که یکی از اهداف غایی تمدن نوین اسلامی درحکمرانی می باشد شامل مسائل:

۱. تعریف حکمرانی علمی (Scientific Governance):

حکمرانی علمی به شیوه‌ای از اداره جامعه و حکومت اشاره دارد که در آن تصمیم‌گیری‌های کلان و سیاست‌گذاری‌ها، بر پایه شواهد، داده‌ها، پژوهش‌های نظام‌مند و خرد جمعی متخصصان (به جای حدس، سلیقه‌های فردی یا رویه‌های صرفاً تجربی) استوار است. در این الگو:

· : سیاست‌ها بر اساس داده‌های قابل اعتماد و تحلیل علمی شکل می‌گیرند.

· نقش مشورتی علم: علوم طبیعی، انسانی و اجتماعی (مانند اقتصاد، جامعه‌شناسی، روانشناسی) به طور مستقیم در فرآیند سیاست‌گذاری به کار گرفته می‌شوند.

· آزمایش و ارزیابی: سیاست‌ها قبل از اجرای گسترده، به صورت نمونه ،آزمایش و نتایج آن به دقت سنجیده می‌شود.وس‌س در صورت موفقیت تعمیم داده می شود.

· شفافیت و بازبینی: فرآیند تصمیم‌گیری شفاف است و توسط نهادهای علمی مستمراً مورد نقد و بازبینی قرار می‌گیرد.

· نگاه سیستمی و آینده‌نگر: مسائل جامعه به صورت سیستمی و با در نظر گرفتن پیامدهای بلندمدت تحلیل می‌شوند.

مثال: مقابله با یک پاندمی (همانند کرونا) در حکمرانی علمی، نه بر اساس حدس، که بر اساس مدل‌های اپیدمیولوژیک، روانشناسی پذیرش اجتماعی، اقتصاد سلامت و… برنامه‌ریزی می‌شود.چنانچه این مهم در دوره کرونا توسط دانشمندان و نخبگان کشور ایران با موفقیت اجرایی شد.

۲. عملیاتی و اجرایی کردن حکمرانی علمی

برای نهادینه کردن این الگو، می‌توان مراحل زیر را در نظر گرفت:

الف) نهاد سازی و نهادینه سا زی:

· تأسیس یا تقویت «دفتر ارزیابی فناوری و تاثیرات سیاست» در مجلس و قوه مجریه.

· ایجاد «شوراهای تخصصی علم-سیاست» متشکل از دانشمندان و سیاستمداران در هر حوزه (مثلاً آب، انرژی، آموزش).

· راه‌اندازی «بانک‌های داده ملی یکپارچه و قابل دسترس» برای تمامی حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی.

ب) فرآیندسازی:

· الزام به تهیه «گزارش ارزیابی علمی-اجتماعی» برای هر لایحه یا طرح کلان قبل ازتصویب اجرای «پایلوت(آزمایش محدود)»برای سیاست‌های جدیدوارزیابی دقیق نتایج آنها.

· نهادینه کردن «بازخوردگیری و پایش مستمر» پس از اجرای هر سیاست.

ج) فرهنگ‌سازی و آموزش:

· آموزش مهارت‌های فهم علمی و تحلیل داده به مدیران و قانون‌گذاران.

· ترویج گفتمان علم‌محوری و نقادی مبتنی بر شواهد در رسانه‌ها و فضای عمومی.

· ایجاد پل میان آموزش و پرورش ودانشگاه با دولت از طریق فرصت‌های کارآموزی و تبادل نیروی انسانی.

د) تضمین استقلال و صداقت علمی:

· حفظ استقلال نهادهای علمی از فشارهای سیاسی و منافع جناحی.

· مقابله با «شبه علم» و اتکا به مراجع علمی معتبر بین‌المللی و داخلی.

۳. رابطه حکمرانی علمی با حکمرانی اسلامی:

این رابطه را می‌توان در چند حالت محتمل تصویر کرد:

الف) دیدگاه تکمیلی و همسو:

در این دیدگاه، حکمرانی اسلامی می‌تواند چارچوب ارزشی، غایی و اخلاقی را تعیین کند و حکمرانی علمی، ابزار و روش تحقق آن چارچوب باشد یعنی حکمرآنی علمی مبتنی بر حکمرآنی اسلامی وپرهیز از تفکر سکولاریسم.

· مثال: اسلام بر «عدالت» و «رفع فقر» تأکید دارد. حکمرانی علمی با استفاده از اجتهاد پویاعلم اقتصاد، جامعه‌شناسی و داده‌کاوی، کارآمدترین و عادلانه‌ترین روش‌های توزیع ثروت و ایجاد فرصت را طراحی و اجرا می‌کند. در این حالت، علم در خدمت اهداف الهی و انسانی اسلام قرار می‌گیرد.

.تأکیدات اسلامی بر اقتدار علمی، مشورت («وأمرهم شوری بینهم»)، تعقل («أفلا تعقلون»)، دانش («هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون») و رد جهل، پشتوانه‌های متقنی برای پذیرش حکمرانی علمی فراهم می‌آورد.

ب) دیدگاه تعاملی و نقادانه:

علم جدید، محصول تمدن بشری و خنثی از ارزش نیست. حکمرانی اسلامی:می تواند

· یافته‌های علوم تجربی را که منافات با مبانی،اصول ورزشهای اسلامی نداردبه رسمیت بشناسد (مثلاً در حوزه پزشکی یا فنی). در علوم انسانی (مثلاً روانشناسی یا اقتصاد) با نگاهی نقادانه و مبتنی بر جهان‌بینی اسلامی به بازخوانی، تکمیل یا تصحیح برخی مفروضات (مانند انسان اقتصادی صرف یا سکولاریسم) بپردازد و علم دینی یا علم بومی شده را تقویت کند.

· مرزهای اخلاقی علم (مثلاً در زیست‌فناوری) را بر اساس موازین شرعی تعریف نماید.

ج) دیدگاه چالشی و نیازمند اجتهاد:

گاه ممکن است تضادهایی ظاهری پیش آید. مانند تعارض برخی یافته‌های علوم اجتماعی سکولار با برخی احکام اسلامی. حل این تعارض‌ها نیازمند.

· اجتهاد پویای فقهی: بازخوانی احکام با در نظر گرفتن اهداف شریعت و مصالح نوپدید که با حفظ مبانی واصول اسلامی می توان با روشهای متناسب با زمان و مکان وتطورات جامعه عمل کرد. توسعه علوم انسانی اسلامی: تولید علم alternative که هم روش‌مند باشد و هم مبتنی بر مبانی اسلامی.

· اولویت‌بندی: در موارد نادر تعارض واقعی، حکمرانی اسلامی بر اساس سلسله مراتب ارزشی خود (مانند حفظ نظام، عدالت، مصلحت عمومی) تصمیم می‌گیرد.

جمع‌بندی:

حکمرانی علمی، یک روش و ابزار کارآمد برای تحقق اهداف حکومت است. حکمرانی اسلامی، یک چارچوب غایی و ارزشی است. حکمرانی اسلامی مطلوب، حکمرانی است که مبتنی بر ارزش‌ها و اهداف متعالی اسلام باشد و در عین حال برای تحقق آن اهداف، از علمی‌ترین، عاقلانه‌ترین و کارآمدترین روش‌های بشری بهره گیرد. این مدل، نه تنها تعارضی با اسلام ندارد، بلکه با تأکیدات قرآن و سنت بر خردورزی و مشورت، هم‌سو است. چالش اصلی، اجتهاد برای تلفیق عقلانیت علمی با وحی و ساختن نهادهای مناسب برای این تلفیق است.وآخردعوانا آن الحمدلله رب العالمین.

نویسنده:دکتر محمد بنائیان سفید.

مطالب مشابه
دیدگاه ها