«باسمه تعالی»
موضوع بحث:«رابطه بین سند تحول بنیادین آموزش با گام دوم انقلاب با محوریت توحید».
وجوه اشتراک وافتراق شش ساحت فلسفهی تعلیم و تربیت وشش زیر نظام رهنامه تعلیم و تربیت اسلامی در سند تحول بنیادین آموزش وپرورش را با هفت موضوع مطروحه در گام دوم انقلاب اسلامی را بررسی،و روشهای اجرایی آن سه را با اولویت مولفه ها توضیح می دهیم.
نویسنده:محمد بنائیان سفید دکترای تخصصی برنامه ریزی درسی.
برای پاسخ, ابتدا باید این دو ساختار را از حیث ماهیت، زمینه و کارکرد از هم تفکیک کنیم، سپس نقاط اشتراک و افتراق آنها را بررسی کرده و در نهایت تبیین روشهای اجرایی اولویتدار.
۱. تعریف مختصر دو ساختار:
· شش ساحت فلسفه تعلیم و تربیت (سند تحول بنیادین): ابعاد ششگانه حیات انسان (زیستی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، هنری و زیباشناختی، علمی و فناورانه، اخلاقی و اعتقادی) که هدف، شکلدهی به «حیات طیبه» در مدارس وقرب الهی است.شش زیرنظام راهبردی (سند تحول): شامل نظامهای تصمیمگیری، برنامهریزی درسی، تأمین منابع انسانی، تأمین فضا و تجهیزات، پژوهش و ارزشیابی،و نظارت و ارزیابی که ابزارهای اجرایی تحقق ساحتهای ششگانهاند.
· هفت موضوع گام دوم انقلاب (بیانیه قائد شهید امام خامنه ای قدس الله سره):شامل ۱- علم و پژوهش،۲- معنویت و اخلاق،۳- اقتصاد، عدالت ۴- مبارزه با فساد،۵-استقلال و آزادی،۶-عزت ملی و روابط خارجی، و ۷-سبک زندگی که چشمانداز تمدنی برای آینده ایران است.
۲. وجوه اشتراک (نقاط همپوشانی):
هدف غایی مشترک : هر سه به دنبال تربیت انسان مؤمن، متعهد، کارآمد،خلاق و تمدنساز برای نیل به «تمدن نوین اسلامی» هستند.
تأکید بر توحیدمحوری: محوریت دین اسلام و ارزشهای الهی در همه ابعاد (عبادی، اخلاقی، اجتماعی) در هر دو سند و بیانیه دیده میشود.
جامعنگری هر سه ساختار، انسان را موجودی چندبعدی (زیستی، عقلانی، عاطفی، اجتماعی) میبینند و به توسعه متوازن تأکید دارند.
زمینهسازی برای عدالت, عدالت تربیتی و فرصتهایی ,برابر آموزشی، نقطه مشترک ساحتها، زیرنظامها و موضوع عدالت در گام دوم
تولید علم بومی در ساحت علمی، زیرنظام پژوهش و موضوع علمپژوهی گام دوم، همگی بر تولید علم نافع و مرجعیت علمی ایران تأکید دارند.(علی«ع»:«العلم سلطان، من وجده صال ومن لم یجده صیل علیه».
۳. وجوه افتراق (تفاوتهای بنیادین):
محور ساحتهای ششگانه و زیرنظامها (سند تحول) باهفت موضوع گام دوم انقلاب:
حوزه کاربرد مختص آموزش و پرورش (مدارس و نظام رسمی تعلیم و تربیت) است. مختص کل نظام جمهوری اسلامی (حاکمیت، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جامعه) است.
زمان اجرا برنامهای کوتاهمدت و میانمدت (چندساله و اجرایی در مدارس). چشمانداز بلندمدت (۴۰ ساله و راهبردی برای تمدنسازی).
سطح تصمیمگیری در سطح خرد و میانی (وزارت آموزشوپرورش، مدارس و معلمان). در سطح کلان (قوای سهگانه، سیاستهای کلی نظام و نخبگان).رویکرد غالب تربیتی-آموزشی (چگونگی یادگیری و پرورش دانشآموز). سیاسی-اجتماعی و اقتصادی (چگونگی مدیریت کشور و سبک زندگی عمومی).ابزار اجرا زیرنظامهای ششگانه (برنامه درسی، منابع انسانی، فضا و …). قوانین بالادستی، سیاستهای کلی، برنامههای توسعه و مشارکت مردمی می باشند.
۴. روشهای اجرایی اولویتدار با توجه به هفت موضوع گام دوم:
برای اینکه سند تحول بتواند پاسخگوی مطالبات گام دوم باشد، باید از «تربیت رسمی» به سمت «تربیت تمدنی» حرکت کند. اولویتهای اجرایی به این شرح است:
اولویت اول: تحقق «علم و پژوهش» و «اقتصاد» در مدرسه:روش اجرایی؛تغییر زیرنظام برنامهریزی درسی به سمت آموزش کارآفرینی و مهارتمحوری (از پایه ابتدایی). ایجاد «شتاب دهندههای دانشآموزی» برای تبدیل ایدههای علمی به کسبوکار کوچک(رویدادهای علمیevents).
· ارتباط با گام دوم: تولید علم نافع و رونق تولید با پای کار آوردن نسل نوجوان(تولیدقدرت و ثروت).
اولویت دوم: نهادینهسازی «معنویت و اخلاق» و «سبک زندگی اسلامی»:
· روش اجرایی: بازطراحی زیرنظام تأمین منابع انسانی (تربیت معلم) با اولویت «معلم تراز انقلابی» که خود الگوی عملی سبک زندگی اسلامی باشد. اجرای برنامه «مدرسه زندگی» با محوریت مسجد و خانواده.ومحله محور.
· ارتباط با گام دوم: مقابله با تهاجم فرهنگی و ترویج سبک زندگی ایرانی-اسلامی.
اولویت سوم: تقویت «عدالت» و «استقلال» با استفاده از زیرنظام ارزشیابی و نظارت:
· روش اجرایی: راهاندازی نظام رتبهبندی کیفی مدارس (نه فقط کمی) بر اساس شاخصهای عدالت آموزشی (کمک به مناطق محروم، پوشش تحصیلی کامل). حذف وابستگی به کتب و نرمافزارهای خارجی در زیرنظام تجهیزات.
· ارتباط با گام دوم: عدالت به معنای واقعی و استقلال فرهنگی و فناورانه(عدالت اجتماعی،اقتصادی،فرهنگی،و…).
اولویت چهارم: تحقق «عزت ملی و روابط خارجی» از طریق زیرنظام پژوهش:
· روش اجرایی: ایجاد پژوهشسراهای دانشآموزی با موضوعات مسائل ملی (مانند مدیریت آب، انرژی، دیپلماسی علمی وفرهنگی). برگزاری المپیادهای علمی مشترک با کشورهای همسایه،توجه به آزمن های بین المللی تیم وپرلز)
· ارتباط با گام دوم: مرجعیت علمی و دیپلماسی عمومی.مبتنی بر عزت،حکمت و مصلحت).
جمعبندی نهایی:
· سند تحول (با شش ساحت و شش زیرنظام) ظرفیت اجرایی تحقق اهداف گام دوم را در نسل کودک و نوجوان دارد.
· گام دوم جهتدهنده و معنابخش به اقدامات سند تحول است؛ به عبارت دیگر، سند تحول باید «مدرسهای تراز گام دوم» بسازد.یعنی خروجی تربیت منجر به تحقق گام دوم شود.
· اولویت اجرایی مطلق، تحول در برنامه درسی (زیرنظام برنامهریزی) و تربیت معلم (زیرنظام منابع انسانی) است، زیرا بدون معلم متعهد و محتوای کارآمد، سایر زیرنظامها کارایی لازم را ندارند.
چگونه صورت تفکیکی مقایسه ومحوریت توحید را در هریک ازمولفه ها تبیین نماییم؟:
برای هر یک از ۷ موضوع گام دوم انقلاب با ۶ ساحت تعلیم و تربیت مقایسه کرده و نقش و مصداق «محوریت توحید» را در هر کدام به صورت تفکیکی تبیین میکنیم.
برای جلوگیری از طولانی شدن، مقایسه را در قالب یک جدول جامع ارائه میدهیم که در آن، اشتراک، افتراق و تجلی توحید در هر دو ساختار مشخص شده است:
جدول تفکیکی مقایسه ۷ موضوع گام دوم با ۶ ساحت سند تحول و نقش محوریت توحید:
موضوع گام دوم ساحت متناظر در سند تحول نقطه اشتراک نقطه افتراق تجلی «محوریت توحید» در این محور:
۱. علم و پژوهش: ساحت علمی و فناورانه هر دو بر «تولید علم نافع، نقادی و تفکر پژوهشی» تأکید دارند. در سند تحول، علم در خدمت تربیت دانشآموز است؛ اما در گام دوم، علم در تراز تمدنی و حل مسائل کلان کشور تعریف میشود. توحید به معنای «توحید معرفتی» است؛ یعنی علم را وسیلهای برای شناخت آیات الهی (آفاق و انفس) دانستن، نه صرفاً ابزار قدرت و ثروت. پژوهشگر متوحّد، علم را برای «تقرّب به خدا» و «خدمت به خلق» میخواهد.
۲. معنویت و اخلاق:ساحت اخلاقی و اعتقادی هر دو بر «خودسازی، تقوا، صداقت و مسئولیتپذیری» تأکید مطلق دارند. در سند تحول، اخلاق در چارچوب مدرسه و روابط همسالان است؛ در گام دوم، اخلاق به حکمرانی، اقتصاد و سیاست هم تسری مییابد. توحید در اینجا «توحید عبادی» است؛ یعنی تنها خدا را سزاوار پرستش و اطاعت مطلق دانستن. ریشه همه فضایل اخلاقی (عدل، احسان، صبر) به «خلیفهاللهی» انسان بازمیگردد.
۳. اقتصاد (تولید و کار):ساحت اقتصادی و حرفهای هر دو به «کار مفید، تولیدکسب و ثروت حلال و استقلال اقتصادی» توجه دارند.
سند تحول، اقتصاد را در سطح مهارتآموزی فردی (کسبوکار شخصی) میبیند؛ گام دوم، اقتصاد را در سطح نظامسازی کلان (مقاومت، اشتغالزایی ملی) دنبال میکند. توحید به شکل «توحید رزاقی» ظهور میکند؛ یعنی باور به اینکه روزیرسان فقط خداست، لذا هم در کار، «اخلاق حرفه ای کار» رعایت میشود و هم از هرگونه ربا، رشوه و اسراف (شرک اقتصادی) پرهیز میگردد.
۴. عدالت و مبارزه با فساد:ساحت اجتماعی و سیاسی هر دو بر «برابری فرصتها، توزیع عادلانه امکانات و نفی تبعیض» تأکید دارند. در سند تحول، عدالت در دسترسی به آموزش باکیفیت برای همه دانشآموزان معنا میشود؛ در گام دوم، عدالت در همه شئون حکومتی (قضایی، اقتصادی، رسانهای) تعریف میشود. توحید در اینجا «توحید در حاکمیت» است؛ یعنی قانون فقط از آنِ خداوند است و هرگونه قانونشکنی و تبعیض، نوعی طاغوتپذیری محسوب میشود. عدالت به مثابه «میزان الهی» در جامعه است.
۵. استقلال و آزادی: ساحت سیاسی و دفاعی هر دو به «عدم وابستگی، عزت ملی و آزادی مسئولانه» معتقدند. سند تحول، استقلال را در محتوای کتب درسی و منابع داخلی دنبال میکند؛ گام دوم، استقلال را در سیاست خارجی، اقتصاد و فناوریهای راهبردی پیگیری مینماید. توحید به معنای «توحید ولایی» است؛ یعنی تنها خداوند و اولیای او (ولیفقیه) مرجع تصمیمگیری هستند. استقلال به معنای «لا اِکراهَ فی الدّین»و«لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا(نساء؛۱۴۱)» و آزادی به معنای رهایی از بندگی طاغوتهای درونی (هواهای نفس) و بیرونی (استکبار) تحقق مییابد.
۶. عزت ملی و روابط خارجی: ساحت زیباییشناختی و هنری (و تا حدی سیاسی) هر دو بر «نمایش افتخارات ملی، دیپلماسی فرهنگی,تمدنی و عزتمندی» تأکید دارند (البته ساحت هنری بیشتر به هویتسازی میپردازد). در سند تحول، عزت در تربیت ذوقی و هنر اسلامی-ایرانی نمود مییابد؛ در گام دوم، عزت در حضور قدرتمند در معادلات جهانی و «نه گفتن» به زورگویی تعریف میشود.
توحید در اینجا «توحید ربوبی تدبیری» است؛ یعنی باور به اینکه تدبیر جهان فقط در دست خداست و عزت واقعی در «عزتخواهی برای امت اسلامی» (نه ملیتگرایی صرف) معنا مییابد.
۷. سبک زندگی ساحت زیستی- بدنی (و کلیه ساحتها): هر دو به «حیات وبیولوژی،سلامت، تغذیه سالم، پوشش مناسب، مدیریت وقت و مصرف بهینه» پرداختهاند. در سند تحول، سبک زندگی در مدرسه و خانواده،و اجتماع (رفتار روزانه دانشآموز و تعاملات اجتماعی) بررسی میشود؛ در گام دوم، سبک زندگی الگوی کلان جامعه (ازدواج، مسکن، تفریحات، رسانه) را شامل میشود. توحید در اینجا «توحید در تشریع» است؛ یعنی تمام بایدها و نبایدهای زندگی (خوردن، پوشیدن، ارتباطات) باید بر اساس حلال و حرام الهی تنظیم شود. «اسلامآباد کردن» زندگی، مصداق عینی این توحید است.
یک نکته کلیدی در محوریت توحید (نگاه جمعبندی):
در هر دو ساختار (سند تحول و گام دوم)، توحید فقط یک اصل نظری نیست؛ بلکه به سه سطح تقسیم میشود:
- توحید نظری (باور قلبی به یگانگی خدا) که در ساحت اعتقادی و موضوع معنویت ظهور دارد.
- توحید عملی (انجام همه کارها فقط برای خدا) که در ساحتهای اقتصادی، سیاسی و سبک زندگی دیده میشود.
- توحید اجتماعی (جامعه را بر اساس قوانین الهی سازماندهی کردن) که در زیرنظامهای سند تحول و موضوعات حکمرانی گام دوم متبلور است.تفاوت اصلی در تجلی توحید این است که در سند تحول، توحید در مقیاس «فرد و مدرسه» و در گام دوم، توحید در مقیاس «امت و تمدن» پیاده میشود؛ اما هر دو، توحید را به عنوان «قوس نزول» (از خدا به سوی خلق) و «قوس صعود» (از خلق به سوی خدا) در نظر گرفتهاند.
وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
نویسنده:محمد بنائیان سفید دکترای تخصصی برنامه ریزی درسی.