«باسمه تعالی»
موضوع بررسی موانع کیفیت تولید محصولات فرهنگی وراهکارهای رفع موانع تولید محصولات فرهنگی ونظام استانداردوراهکارهای برون رفت.
نویسنده: دکتر محمد بنائیان سفید.
موانع کیفیت تولید محصولات فرهنگی و راهکارهای رفع آنها:
بر اساس تحلیل چالشهای ساختاری، اقتصادی، مدیریتی و قانونی حوزه فرهنگ، موانع کیفیت تولید محصولات فرهنگی را میتوان در شش دسته اصلی طبقهبندی کرد. برای هر دسته، راهکارهای عملیاتی متناسب ارائه میشود.
دسته اول: موانع محتوایی و خلاقیتی:
الف) موانع:
۱. غلبه سلیقه نازل بر آثار اندیشهورز: سلیقه بازاری مجالی برای نفس کشیدن به آثار اندیشهورز نمیدهد. مدیران فرهنگی گاه چنان درگیر امور روزمره دستگاههای خود هستند که از این مهم غافل میشوند یا به دلایلی با سلیقه نازل کنار میآیند.
۲. فقدان خلاقیت در ژانرهای کلیدی: یکی از چالشهای حوزه تولید فرهنگی در ایران، فقدان خلاقیت در ارائه کالای فرهنگی با کیفیت صوری بالا در حوزههای بااهمیتی چون ژانر دفاع مقدس، کودک و نوجوان و ادبیات دینی در مقایسه با سایر ژانرهاست.۳. رواج ترجمههای ضعیف: شاهد ترجمه آثاری بسیار ضعیف از نویسندگان خارجی گمنام هستیم که نه تناسبی با فرهنگ ما دارند و نه حرف نو برای گفتن دارند. کارگردانان برای پرهیز از چالش با شورای نظارت، به سمت آثار بیکیفیت و آساناجرا میروند.
۴. ضعف در مخاطبشناسی: محصولات فرهنگی تولید شده فاقد نوعی مخاطبشناسی هستند و تولیدات مطابق با نظر کارشناسان و دیدگاههای مخاطب در عرصه ملی تولید نمیشوند.
ب) راهکارها:
۱. تقویت شأن نویسنده و پدیدآورنده: باید کار را از سرچشمه آباد کرد، جایی که باید شأن قلم نمایشنامهنویس ایرانی رعایت شود. ایجاد سازوکارهای تشویقی برای تولید متون فاخر و حمایت از نویسندگان متعهد به فرهنگ بومی.
۲. حمایت از طراحی شخصیتهای بومی: لازم است از طراحی شخصیتهای مبتنی بر داستانهای ادبیات فارسی حمایت شود تا این شخصیتها در محصولات فرهنگی برای کودک و نوجوان (پویانمایی، تولیدات تصویری، کتابها، نوشتافزار و…) به کار گرفته شوند.
۳. نظام نیازسنجی پیش از تولید: تولید محصولات فرهنگی باید بر اساس نیازسنجی دقیق و مطالعه مخاطبشناسی صورت گیرد، نه بر اساس ذوق و سلیقه شخصی تولیدکننده.
۴. تمرکز بر مسائل ایران امروز: تمرکز آثار فاخر مورد حمایت بر مسائل ایران امروز و زندگی روزمره میتواند به عمق و اصالت محتوایی محصولات فرهنگی کمک کند.
دسته دوم: موانع مدیریتی و ساختاری
الف) موانع:
۱. غلبه نگاه کمی بر کیفیت: تعدد جشنوارههای سینمایی، استفاده از چهرههای غیرمتخصص در فرآیندهای تصمیمگیری و غلبه نگاه کمی بر کیفیت آثار، موجب شده سینمای ایران نتواند تصویری واقعی ارائه دهد.
۲. نظام مشتت و موازیکار: در حوزه تولید محصولات فرهنگی، شاهد یک نظام مشتت، موازیکار و بدون برنامه بالاسری هستیم. مرجع تصمیمگیری واحد در حوزه تولید وجود ندارد.
۳. نظارت سیاسی به جای نظارت فرهنگی: بیشتر نظارتهایی که اکنون صورت میگیرد، نظارتهای سیاسی است و نه فرهنگی. این رویکرد باعث میشود کارگردانان به سمت آثار بیکیفیت و آساناجرا بروند.۴. وابستگی به حمایتهای دولتی: وابستگی طولانیمدت فعالیتهای فرهنگی به بودجههای دولتی، معمولاً پایداری اقتصادی، نوآوری و رقابتپذیری را تضعیف میکند.
ب) راهکارها:
۱. اصلاح نظام تنظیمگری صنایع فرهنگی: اگر بخش عمده توان سیاستگذاری به جای کمّیسازی تولیدات بر کیفیسازی آثار متمرکز شود، شرایط این حوزه بسیار بهتر خواهد شد.
۲. تفکیک نظارت فرهنگی از ممیزی سیاسی: نظام استاندارد باید ابزار ارتقای کیفیت باشد، نه کنترل سیاسی. جنبه کیفی استاندارد باید غالب شود و نظارت فرهنگی جایگزین نظارت سیاسی گردد.۳. ایجاد مرجع تصمیمگیری واحد: تشکیل شورای عالی استانداردسازی محصولات فرهنگی با عضویت نمایندگان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان ملی استاندارد، و بخش خصوصی بهعنوان مرجع واحد سیاستگذاری.
۴. حرکت از عرضهمحوری به تقاضامحوری: مدل عرضهمحور در عمل باعث انباشت محصول بدون بازار شده است. باید از حمایت صرف از تولید به سمت تقویت تقاضا و بازارسازی حرکت کرد.
دسته سوم: موانع اقتصادی و تجاریسازی:
الف) موانع:
۱. ضعف در حلقههای میانی زنجیره ارزش: چالش اصلی اقتصاد فرهنگ در ایران، کمبود ایده یا استعداد هنری نیست، بلکه ضعف در حلقههای میانی زنجیره ارزش صنایع فرهنگی است. بخش قابل توجهی از ظرفیتهای خلاق در مرحله خلق اثر متوقف میشوند و به دلیل ضعف در تجاریسازی، به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل نمیشوند.۲. نبود شبکه توزیع و برندسازی: آثار فرهنگی و هنری، هرچند از کیفیت بالایی برخوردار باشند، بدون دسترسی به بازار، برندسازی حرفهای و شبکههای فروش داخلی و بینالمللی، نمیتوانند به درآمد پایدار تبدیل شوند.۳.کوچک شدن سفرههای مردم: چرخه اقتصادی هنر به دلایل متعدد از جمله مشکلات و کوچک شدن سفرههای مردم، شرایط مطلوبی ندارد؛ کالاهای فرهنگی و هنری در اولویت بستههای مصرفی مردم نیست.
۴. وابستگی به بودجه دولتی: وابستگی طولانیمدت فعالیتهای فرهنگی به بودجههای دولتی، معمولاً پایداری اقتصادی، نوآوری و رقابتپذیری را تضعیف میکند.
ب) راهکارها:
۱. تقویت زنجیره ارزش کامل: ایجاد نظام کارآمد برای تجاریسازی، برندسازی، بازاریابی و توزیع. موفقیت اقتصادی صنایع فرهنگی بیش از آنکه به میزان تولید وابسته باشد، به توانایی اتصال تولیدکننده به بازار وابسته است.
۲. ایجاد خانهها و میزهای صنایع فرهنگی: در کشورهای هدف برای تسهیل ارتباطات تجاری و حضور محصولات استانداردشده در بازارهای جهانی.۳. توسعه فروش مستقیم از طریق سکوهای دیجیتال: مدل جدید تجارت فرامرزی میتواند امکان فروش مستقیم محصولات را برای کسبوکارهای کوچک و متوسط فراهم کند و بخشی از موانع سنتی صادرات را کنار بزند.
۴. استفاده از ظرفیت نمایشگاهها: تسهیل حضور فعال محصولات و خدمات فرهنگی ایران در نمایشگاههای بینالمللی، تسهیل فرآیندهای گمرکی، حملونقل و ثبت برند برای صادرکنندگان.
دسته چهارم: موانع قانونی و حقوقی:
الف) موانع:
۱. قوانین دستوپاگیر صادرات: یکی از چالشهای اصلی در مسیر صادرات محصولات فرهنگی، قوانین سختگیرانه بازگشت ارز است که باعث شده برخی تولیدکنندگان از مسیرهای غیررسمی اقدام کنند یا اساساً عطای صادرات را به لقایش ببخشند.
۲. ضعف نظام مالکیت فکری: قوانین فعلی پاسخگوی نظام نشر مدرن نیست؛ نبود حمایت شفاف و مجازات بازدارنده، ضربهزنندهترین نقاط ضعفاند. چالشهای گستردهای چون تکثیر غیرقانونی، نشر دیجیتال، هوش مصنوعی و فقدان درآمد پایدار وجود دارد.
۳. عدم پیوستن به قوانین بینالمللی: عدم پیوستن به قوانین بینالمللی مثل قانون کپیرایت باعث به ضرر افتادن منافع کلان سینما و متضرر شدن تولیدکنندگان فیلم ایرانی شده است.
۴. فقدان آییننامههای کافی: آییننامههای کافی و وافی برای موضوع تولید محصول فرهنگی هنوز وجود ندارد. در اسناد بالادستی، ماده قانونی مستقیمی برای حمایت از تولید محصولات فرهنگی وجود ندارد.
ب) راهکارها:
۱. اصلاح قوانین بازگشت ارز: رفع موانع قانونی صادرات فرهنگی، از جمله قوانین سختگیرانه بازگشت ارز که تولیدکنندگان را از مسیرهای غیررسمی یا انصراف از صادرات سوق میدهد.
۲. تقویت نظام مالکیت فکری: تدوین و اجرای قوانین شفاف درباره آثار دیجیتال، ایجاد سازوکارهای فنی حمایت از حقوق پدیدآورنده، و تقویت اجرای مؤثر حقوق مالکیت فکری در بستر آنلاین.
۳. تدوین آییننامه اجرایی پیوست فرهنگی: تدوین و تصویب آییننامه پیوست فرهنگی و الزامات قانونی آن در هیئت وزیران بهعنوان گام نخست عملیاتیسازی نظام استاندارد.
۴. ایجاد کارگروه ویژه فرهنگ و هنر: تشکیل کارگروه ویژه در ستاد تسهیل و رفع موانع تولید برای رفع موانع مالیاتی، شفافسازی ارزش افزوده، تسهیل اعطای تسهیلات بانکی و جلوگیری از تعطیلی واحدهای تولیدی فرهنگی.
دسته پنجم: موانع نیروی انسانی و تخصص
الف) موانع:
۱. کمبود نیروی انسانی ماهر: قیمتهای سرسامآور اجاره و کمبود نیروی انسانی ماهر و آشنا به پیچیدگیهای محصولات فرهنگی و مخاطبان آن باعث شده که شرایط کار در حوزه صنایع فرهنگی بسیار سخت شود.
۲. فقدان نیروی انسانی متخصص در سطوح مختلف: یکی از دلایل اصلی ضعف تولید فرهنگی، فقدان نیروی انسانی ماهر و حرفهای در تمام سطوح این سیستمهاست.
۳. عدم آگاهی از حقوق تجارت: عدم آگاهی هنرمندان از حقوق تجارت باعث شده در این زمینه پیشرفت خوبی نداشته باشیم.
۴. ضعف در کادرسازی: کادرسازی بدون جذب نیروی انسانی متخصص امکانپذیر نیست و رویکرد کمی و مدرکگرایانه به جای مهارتمحوری، مسائل این بخش را تشدید کرده است.
ب) راهکارها:
۱. تربیت نیروی انسانی متخصص: ایجاد دورههای آموزشی تخصصی در حوزه مدیریت محصولات فرهنگی، تجاریسازی هنر، بازاریابی فرهنگی و حقوق مالکیت فکری.
۲. آموزش هنرمندان در حوزه حقوق تجارت: برگزاری کارگاههای آموزشی برای آشنایی هنرمندان با حقوق تجارت، مالکیت فکری و مهارتهای کسبوکار.۳. جذب نخبگان در فرآیند تولید: در تولید محصولات فرهنگی باید از نخبگان و متخصصان استفاده شود و شورای نظارت بر کار تولیدکنندگان فعال باشد.۴. رفع موانع رفاهی: تأمین اجتماعی مناسب، پوشش بیمهای و تسهیلات برای اهالی فرهنگ و هنر که از مهمترین مسائل نیروی انسانی این بخش است.
دسته ششم: موانع مربوط به نظام استاندارد و ارزیابی.
الف) موانع:
۱. فقدان استانداردهای لازم: در تولید محصولات فرهنگی، استانداردهای لازم یا وجود ندارد و یا بسیار اندک و رعایت هم نمیشود. این در حالی است که در حوزه کشاورزی و صنعتی، استانداردها و شاخصهای کافی وجود دارد.۲. فقدان رتبهبندی و برند: محصولات فرهنگی تولید شده فاقد رتبهبندی و به طور کلی برند هستند. مؤسسات تولیدکننده فاقد هرگونه سیر مطالعاتی، برنامهریزی تولیدگرا، سیستم ارزیابی و بازاریابی برای تولیداتشان هستند.
۳. نظارتهای سیاسی به جای فرهنگی: بیشتر نظارتهایی که اکنون صورت میگیرد، نظارتهای سیاسی است و نه فرهنگی. در حال حاضر مصادیق تأثیر سوء محصولات فرهنگی غیراستاندارد در کشور مشاهده میشود.
۴. فقدان قانون و دستورالعمل ارزیابی: قانون و دستورالعملی که بتوان به آن رجوع کرد و در ارزیابیهای فرهنگی مورد استفاده قرار داد وجود ندارد.
ب) راهکارها:
۱. طراحی نظام درجهبندی چندسطحی: تعریف سطوح نشان (پایه، نقرهای، طلایی) بر اساس امتیازدهی در مؤلفههای ششگانه کیفیت (فرهنگی-هویتی، هنری، اجتماعی، اقتصادی، علمی، تمدنی-دیپلماتیک).
۲. استقرار نظام ارزیابی و رتبهبندی: هدف استقرار نظام ارزیابی و رتبهبندی محصولات فرهنگی و هنری است. ارزیابی آثار فرهنگی مبتنی بر معیارهای هنری و فرهنگ ایرانی-اسلامی میتواند به انتخاب این محصولات در بین افراد جامعه کمک کند.
۳. بهرهگیری از مدلهای بینالمللی: استفاده از الگوی Culture Counts که بازخورد هنرمندان، همتایان و عموم را برای سنجش کیفیت و اثرگذاری فعالیتهای فرهنگی جمعآوری و تحلیل میکند.
۴. بهرهگیری از ابزار «خانه کیفیت»: استفاده از خانه کیفیت در تولید محصولات صنعتی پررنگ است اما نمونههای استفاده از این ابزار در عرصه صنایع خلاق و فرهنگی چندان پرشمار نیستند؛ درحالیکه بهرهمندی از این ابزار میتواند به ارتقای کیفیت محصولات فرهنگی کمک کند.
۵. تفکیک استاندارد از ممیزی: استاندارد باید ابزار ارتقای کیفیت باشد، نه کنترل سیاسی. جنبه کیفی آن باید غالب باشد. برای هر محصول فرهنگی باید شاخصگذاری جزئی و خاص همان محصول انجام شود، نه یک نسخه واحد برای همه.
جمعبندی: اولویتهای راهبردی:
برای رفع مؤثر موانع فوق، چهار اقدام اولویتدار پیشنهاد میشود:
اولویت اول — اصلاح نظام تنظیمگری: حرکت از نظارت سیاسی به نظارت فرهنگی و کیفیمحور، با ایجاد مرجع تصمیمگیری واحد.
اولویت دوم — تقویت حلقههای میانی زنجیره ارزش: تجاریسازی، برندسازی، بازاریابی و توزیع بهعنوان حلقه مفقوده اصلی، باید در مرکز سیاستگذاری قرار گیرد.
اولویت سوم — طراحی نظام استاندارد و رتبهبندی: استقرار نظام ارزیابی چندبُعدی با شاخصهای بومیسازیشده و بهرهگیری از تجربیات بینالمللی (الگوی Culture Counts، ISO 9001، ISO/TC 350).
اولویت چهارم — اصلاح چارچوب قانونی: رفع موانع صادرات، تقویت مالکیت فکری، تدوین آییننامه پیوست فرهنگی و ایجاد مشوقهای اقتصادی برای محصولات دارای نشان کیفیت.
این چهار اولویت با یکدیگر همافزا هستند و اجرای همزمان آنها میتواند نظام تولید محصولات فرهنگی را از وضعیت کنونی به یک نظام کیفیتمحور، رقابتپذیر و صادراتمحور تبدیل کند.