«باسمه تعالی»
موضوع مقاله:«به مناسبت میلادی سراسر حکمت ،معنویت ،عدالت وعبودیت پیامبر اعظم(ص),وهفته وحدت، رابطه شش مولفه حکمرانی اسلامی(نظام سازی،قانون اساسی،دولت سازی،خود آگاهی،جامعه پردازی،تمدن سازی را باسیره نبوی،و وحدت اسلامی بررسی می کنیم.
نویسنده:دکتر محمد بنائیان سفید.
این مسأله،بسیار عمیق و بنیادین است. برای پاسخ، این مفاهیم را در چارچوب یک نظام فکری توحیدی و به صورت سیستمی بررسی میکنیم، چراکه در این نگاه، همه اجزا به هم پیوسته و در راستای هدف غایی (قرب به خدا و حیات طیبه) معنا مییابند.۱. تعریف مفاهیم به تفکیک نظامسازی: (Systematization): فرآیند طراحی چارچوبی از اصول، قواعد و ساختارهای منسجم برای مدیریت روابط انسانی بر اساس یک جهانبینی خاص. در نظام توحیدی، این یعنی تدوین «قوانین الهی» برای تمام شئون زندگی (فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی) بر اساس محوریت خدا.
· تدوین قانون اساسی (Constitution-making): عینیترین مرحله نظامسازی است که در آن، «نظام مطلوب» به صورت متن حقوقی و میثاق ملی درمیآید. این قانون، سند بالادستی است که ساختار قدرت، حقوق و تکالیف شهروندان و حدود اختیارات را بر اساس اصول نظام (در اینجا، شریعت و عدالت) تبیین میکند.
· دولتسازی (State-building): ایجاد نهادها، دستگاههای اجرایی و ساختارهای قدرت برای پیادهسازی قوانین. دولت، موتور محرکه نظام رااست که با تأسیس قوه مجریه، قضائیه و نهادهای نظارتی، امنیت، رفاه و عدالت را عینیت میبخشد.
· خودآگاهی (Self-awareness): شناخت عمیق انسان از «هویت خویش» (عبد خدا بودن)، «جایگاه خود در هستی» (خلیفهاللهی) و «هدف خلقت» (قرب به خدا). این آگاهی، پیششرط هر تحول اجتماعی است، زیرا انسان متحول، جامعه را متحول میکند.
· جامعهپردازی (Civil Society Building): فرآیند شکلگیری شبکههای اجتماعی، احزاب، مساجد، دانشگاهها و تشکلهای مردمی بر اساس ارزشهای نظام. جامعهپردازی یعنی تبدیل «مردم» به «امت»؛ موجودی آگاه، متعهد و مشارکتجو که حامل فرهنگ توحیدی است.
· تمدنسازی (Civilization-building): بالاترین سطح تحقق نظام، که در آن دستاوردهای مادی و معنوی یک جامعه (علم، هنر، اخلاق، صنعت، معماری، سبک زندگی) به الگویی برای سایر ملل تبدیل میشود و تاریخ را بر اساس ارزشهای خود رقم میزند.۲. نحوه تحقق ترکیبی و
رویکردسیستمی:این شش مؤلفه، یک سیستم زنده و پویا هستند و نه یک زنجیره خطی. تحقق هرکدام، وابسته به دیگری است و با بازخورد (فیدبک) همراهند:محوریت خودآگاهی: نقطه آغاز، «خودآگاهی توحیدی» است. انسان وقتی به مقام عبودیت و خلافت رسید، نظامسازی را نه برای منافع قبیلهای، بلکه برای تحقق عدل الهی آغاز میکند. (ورودی سیستم، انسان آگاه است).
· نظامسازی و قانوناساسی (لایه ساختاری): خودآگاهی جمعی منجر به شکلگیری «نظام» میشود و در رأس آن، قانون اساسی به عنوان مغزافزار سیستم، مسیر حرکت را تعیین میکند.
· دولتسازی (لایه سختافزاری): برای اجرای قانون، به «دولت» به عنوان سختافزار نظام نیاز است که بودجه، نیرو و امکانات را مدیریت کند.
· جامعهپردازی (لایه نرمافزاری و کاربران): دولت و قانون، بدون پشتیبانی «جامعه» (مردم سازمانیافته)، محکوم به شکست است. جامعهپردازی، کاربران آگاه سیستم را تربیت میکند که هم از دولت مطالبهگری کنند و هم در اجرا کمکرسان باشند.
· تمدنسازی (خروجی سیستم): وقتی قانون (مغز)، دولت (بدن) و جامعه (روح) هماهنگ شدند، خروجی سیستم«تحقق هفت مولفه گام دوم انقلاب و تمدن» خواهد بود؛ یعنی تمدنی که علم، هنر و سبک زندگی آن، تجلیگر اسماء الهی است.بازخورد سیستمی: تمدن ساختهشده، مجدداً بر خودآگاهی افراد اثر میگذارد (بالا بردن درک توحیدی) و در نتیجه، نظام را ارتقاء میدهد. این یک چرخه تکاملی است.۳. رابطه این مؤلفهها با محوریت «توحید»
محور توحید (La ilaha illa Allah) یعنی محوریت خداوند در سه سطح:1. در هدف (توحید عبادی): تمام این فرآیندها، برای «رضای خدا» و «اقامه عدل» است، نه قدرت یا ثروت. بنابراین، قانون اساسی باید احکام الهی را حاکم کند و دولت، خدمتگزار خلق برای خدا باشد.2. در روش (توحید تشریعی): قوانین و نظامها صرفاً بشری نیستند، بلکه مبتنی بر وحی و سنت هستند. خودآگاهی یعنی دانستن اینکه «لا حَولَ و لا قُوَّةَ إِلا بِالله» و برای پیروزی، تنها به خدا توکل کنیم.3. در غایت (توحید ربوبی): جامعهپردازی و تمدنسازی باید به گونهای باشد که انسانها را به «عبدالله» بودن نزدیکتر کند، نه اینکه آنان را به بنده شهوات یا سرمایه تبدیل کند.
نتیجهگیری نهایی: در این سیستم توحیدی، خودآگاهی (ایمان و معرفت) به منزله موتور محرکه، نظام و قانون به منزله مسیر و چراغ راهنما، دولت به منزله فرمان و موتور خودرو، جامعه به منزله سرنشینان آگاه و همراه و تمدن به منزله مقصد نهایی و زیبایی خودرو در جاده تاریخ هستند. تحقق این مهم، بدون «ولایت» (رهبری الهی) که هماهنگی بین این اجزا را بر عهده دارد، ممکن نیست.
با عرض تبریک به مناسبت بعثت نبی مکرم اسلام (ص) و هفته وحدت، پاسخ شما را در آینه سیره آن حضرت مرور میکنیم. بعثت، نقطهصفر تحقق این شش مؤلفه در مقیاس جهانی است؛ چراکه پیامبر (ص) نه فقط یک دین، که یک تمدن تمامعیار را پایهگذاری کرد.
رابطه این شش گام با سیره نبوی را در سه سطح «چرایی» (هدف)، «چگونگی» (روش) و «نتیجه» (تمدن) بررسی میکنیم.
۱. خودآگاهی (از «جهل» به «یقین»):
نخستین گام بعثت، دعوت به «اقرأ» و «توحید» بود.در سیره نبوی، خودآگاهی یعنی «معرفت به مبدأ و معاد» و شناخت «عبدالله» بودن. پیامبر (ص) ۱۳ سال در مکه، پیش از هر اقدام اجتماعی، روی «خودآگاهی» متمرکز شد تا انسانهایی تربیت کند که نه از بتها، که فقط از خدا بترسند. این مرحله، موتور محرکه تمام تحولات بعدی است.
۲. نظامسازی و تدوین قانون اساسی (در مدینه)
پس از هجرت، پیامبر (ص) اولین نظام سیاسی-اجتماعی را بر پایه وحی بنا نهاد. ایشان با تدوین «صحیفه مدینه» (میثاقی بین مهاجر، انصار و یهود)، عملاً اولین قانون اساسی مکتوب جهان را رقم زدند که در آن:
· حاکمیت از آن خدا و رسول است.
· حقوق اقلیتها و قراردادهای قبیلهای به رسمیت شناخته شد.
· «امت» به عنوان یک هویت واحد فراقبیلهای تعریف گردید.
۳. دولتسازی (تشکیل حکومت نبوی):
ایشان با تأسیس حکومت در مدینه، دولت را به عنوان مجری قوانین الهی شکل دادند.که دارای:
· قوه قضائیه (داوری بر اساس قرآن)،
· قوه مجریه (فرماندهی سپاه، مدیریت بیتالمال و امور اقتصادی)،
· نهادهای اجرایی(مثل تعیین والیان برای شهرها).
پیامبر(ص) نشان داد که بدون تشکیل دولت، قوانین الهی روی زمین نمیمانند.
۴. جامعهپردازی (از «قبایل» به «امت»):
بزرگترین معجزه اجتماعی پیامبر(ص)، مدارا و الفت بین قبایل متخاصم (اوس و خزرج) و مهاجر و انصار بود. ایشان با برادری (مؤاخات)، ایجاد مسجد به عنوان پایگاه فرهنگی، و تشویق به مشورت (شورا)، جامعهای ساخت که مردم در آن تکلیفمدار و مشارکتجو بودند. جامعهپردازی نبوی یعنی مردمی که از خود سؤال میکنند: «اگر پیامبر امروز اینجا بود، چه میکرد؟»
۵. تمدنسازی (فرهنگ و سبک زندگی توحیدی)
نتیجه نهایی این فرآیند، پایهگذاری تمدنی بود که:
· اخلاق را محور فضیلت قرار داد (إنَّما بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاق).
· علم را فریضه دانست (طلب علم بر هر مسلمانی واجب است).
· عدالت اجتماعی را حتی در برابر دشمنان رعایت کرد (یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا کونوا قَوّامینَ لِلَّهِ…).
· معماری، اقتصاد و هنر را در خدمت توحید درآورد.۶. رابطه سیستمی با محوریت توحید در سیره نبوی.اجین شش مؤلفه در سیره پیامبر(ص) به صورت چرخهای و ارگانیک عمل میکردند:
وحی (توحید) → ایمان (خودآگاهی) → تشکیل جامعه ایمانی (جامعهپردازی) ؛قانون اساسی مدینه (نظامسازی) ,حکومت نبوی (دولتسازی), گسترش علم و اخلاق (تمدنسازی),و این تمدن، خودآگاهی را عمیقتر میکرد (بازخورد).
نکته وحدتبخش در هفته وحدت:پیامبر(ص) در سیره خود، تمام اختلافات نژادی، قبیلهای و طبقاتی را با «لا إله إلا الله» حل کرد. امروز نیز پابرجاست.محور وحدت امت اسلامی، بازگشت به همان نظام توحیدی و سیره نبوی است؛ یعنی قانون اساسی مبتنی بر عدل، دولتی خدمتگزار، جامعهای متحد و تمدنی که پرچمدار «رحمت للعالمین» باشد.پیام بعثت برای امروز: همانگونه که پیامبر(ص) از یک «خودآگاه» (خودشان) و چند «خودآگاه» دیگر (اصحاب)، یک تمدن ساخت، ما نیز وظیفه داریم این چرخه را از «خودسازی» آغاز کنیم تا به «جامعهپردازی» و در نهایت به «تمدنسازی»وجامعه مهدویت جهانی برسیم.
وآخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
نویسنده: دکتر محمد بنائیان سفید